یمان قاسمخانی و گروهش با تجربه سال‌ها نگارش طنز تلویزیونی این بار سراغ «مسافران» رفته‌ و در جای‌جای این سریال از شخصیت‌پردازی‌ها و تعاملات آنها گرفته تا دیالوگ‌ها ردپای خود را بجا گذاشته‌اند و گاه آنقدر دلچسب به نقد روابط غلط اجتماعی و مسائل مبتلابه جامعه بویژه در فرهنگ شرقی و ایرانی پرداخته‌اند كه بسیار پیش می‌آید كه بیننده از خود سوال ‌كند به راستی چرا ما انسان‌های زمینی این گونه رفتار می‌كنیم؟ و حتی شاید در لحظاتی بخواهد در رفتارهای مشابهی كه خودش با شخصیت‌های سریال در موقعیت‌های ایجاد شده دارد، تجدیدنظر كند. مسافران در واكاوی رفتارهای اجتماعی ایرانیان حتی با شجاعت و ظرافت به نقد سیاست‌هایی كه از بالا، رفتارهایی را به جامعه تحمیل كرده‌اند پرداخته كه این نیز امری قابل توجه است.
فیلمنامه مسافران بدون شك نقطه قوت آن است كه متاسفانه با كارگردانی پخته و حرفه‌ای همراه نشده است و البته برای رامبد جوان كه نخستین تجربه ساخت طنز روتین شبانه را در كارنامه خود ثبت می‌كند این تجربه ارزشمندی است كه اگر از كنار آن ساده نگذرد، در كارهای آینده می‌تواند به كمك او آید.
آنچه از رامبد جوان در مقام كارگردان دیده می‌شود كاری در سطح متوسط است كه از كارهای دیگرش در تلویزیون بهتر است، ولی در برابر سریال‌های مطرح طنز تلویزیون نمره قابل قبولی نمی‌گیرد. شاید مهم‌ترین نقطه ضعف كارگردانی او در مورد بازی گرفتن از بازیگرانش و تلاش ناموفق او برای درآوردن نقش‌ها باشد. گرچه بازیگران بویژه حسن معجونی، تلاش خود را برای درك شخصیت و ایفای خوب نقش كرده‌اند، ولی ساده گذشتن كارگردان از كنار بازی‌ها در كلیت سریال دیده می‌شود. مسافران بدون‌شك سكانس‌ها و پلان‌هایی دارد كه اگر با تكرار گرفته می‌شدند از حالت خامی فعلی درمی‌آمدند.در میان بازیگران این سریال، حسن معجونی در نقش بهرام و نصرالله رادش در نقش شهاب از دیگران بهتر ظاهر شده‌اند كه دلیل موفقیت یكی به دلیل تجربه خوبش در عرصه تئاتر و دیگری هم به چند دهه حضورش در سریال‌های رنگارنگ طنز تلویزیون برمی‌گردد. سحر دولتشاهی در نقش ناهید گرچه تلاش زیادی برای نزدیك شدن به نقش كرده، ولی در این مسیر كاملا موفق نبوده كه شاید با راهنمایی بیشتر كارگردان می‌توانست بهتر از این ظاهر شود. درباره شقایق دهقان در نقش ستاره باید گفت با وجود استعدادهای دهقان برای بازی در نقش‌های طنز، ولی او در اینجا نیز تكراری است بر آنچه تاكنون بوده و تفاوت بارزی در بازی او با آنچه سال‌ها در سریال‌های طنز بخصوص در كارهای مهران مدیری ارائه كرده، دیده نمی‌شود. تكرار تیپ در شخصیت فرخ با بازی حمید لولایی و فرید با بازی رامبد جوان هم دیده می‌شود كه این تكرار باعث به وجود آمدن بازی‌های بدون خلاقیت در آنها شده است.سریال مسافران یك كار فانتزی است كه با آوردن چند شخصیت از فضا به زمین به واكاوی رفتارهای بشری در بستر جامعه و دلایل آن می‌پردازد. گرچه در این كار تلاش شده داستان كمتر به سمت فضای فانتزی برود، ولی بیننده با ۴ شخصیت فضایی روبه‌روست كه خواه ناخواه داستان را درگیر مسائلی كه وابسته به استفاده از جلوه‌های ویژه است، می‌كند و همان طور كه انتظار می‌رود در این بخش كمبودهای سخت‌افزاری جلوه‌گر شده و ضعف جلوه‌های ویژه را می‌توان به عنوان یكی از نقاط ضعف تحمیلی سریال دانست.
نكته دیگر این است كه چون سریال مشخصا نگاه موشكافانه به مسائل اجتماعی را برای خود برگزیده است لازم بود دوربین هرچه بیشتر از چاردیواری آپارتمانی كه اتفاقات داستان در آن می‌گذرد، بیرون می‌آمد نه این كه دامنه همه اتفاقات را به نوعی به داخل یك لوكیشن می‌كشاند. از سویی دیگر تنوع حداقلی لوكیشن‌ها دیگر چندان با ذائقه بیننده امروزی كه دایره اطلاعات تصویری او بسیار متنوع شده است، همخوانی ندارد.همچنین گرچه حال و هوای داستان امكانات زیادی را در اختیار طراحان صحنه و لباس قرار می‌داد و از سوی دیگر از رامبد جوان هم انتظار زیادی برای دقت نظر بیشتر روی ظرایف می‌رود، ولی سریال بویژه در طراحی صحنه متوسط است، اما از سوی دیگر موسیقی مسافران بویژه در تیتراژ آن كه كاری از سعید ذهنی است جزو نقاط قوت آن به حساب می‌آید و با اشاراتی كه به «جنگ ستارگان» دارد دقت نظر آهنگساز را به مشابهت‌های مضممونی این دو اثر نشان می‌دهد.آنچه در یك نگاه كلی می‌توان از مسافران برداشت كرد این كه تیم نویسندگان فیلمنامه توانسته‌اند از یك سوژه بظاهر تكراری ایده نویی درآورده و با پرداخت حرفه‌ای آن، اثری قابل قبول ارائه كنند. حال این متن خوب می‌توانست با كارگردانی، بازی‌ها و امكانات فنی و بودجه‌ای بیشتر به یك سریال درجه یك تبدیل شود كه به دلایلی این اتفاق نیفتاده است، ولی در كل بیننده با مجموعه‌ای روبه‌روست كه قابل پیگیری و همچنین قابل لذت بردن است.